بر دوش میکشم
بار این کلمات را
بار این خستگیهای بر تن آماسیده را
بار گمراهیهای هر روزه را بر لبهای فروبسته
واشکهای فروخورده را برسر مزار آرزوهای از دست رفته ام
بار سنگین امانتی که ترس بر باد رفتنش هر شب لرزه بر اندامم می افکند
و بار عشقی مبهم در چشمان تر دخترکی در سپیده دم وداع !
باز هم اغتشاش افکار بر سکوت اشعار سیطره یافت !!
مستدام باشید.
یا حق