آنها میخواهند ما را به رومزمرگیهایمان دچار کنند
میخواهند ما را به خون یکدیگر تشنه کنند
و رذالتهای ما را افزونه !!
و این خیانتی است که هر روزه بر من و تو روا میدارند
و ما هر روز و هر شب تن در میدهیم به این بازی پست
نمیدانم تا به کی ؟ تا به کی ؟ تا به کی ؟
و ما را هر روز به مسلخ خود میکشانند و سلاخی میکنند !
و ما به مانند همیشه در خوابیم ، در خوابی که گویی خواب مرگ است
و گویی خود مرگ است ....
چندی است که به رذالتهایی که در وجودمان افزونه میگردند می اندیشم به پستیهایمان و به قلبهای همچو سنگمان ....
یاحق
شعر از خودم هست اما بد نديدم اين شعر وعكس رو با هم بگذارم ! نيازي به معرفي نيست . يا حق
پاي در زنجير
حيران در زندان غمها
تلاءلو اشكهايم شوق پرواز را از من ميدزدند
با اين پاهاي در زنجير
ديگر....
نه تابي براي رفتن دارم
نه نايي براي ماندن
آري
من اينگونه ام ....