شعر از خودم هست اما بد نديدم اين شعر وعكس رو با هم بگذارم ! نيازي به معرفي نيست . يا حق
پاي در زنجير
حيران در زندان غمها
تلاءلو اشكهايم شوق پرواز را از من ميدزدند
با اين پاهاي در زنجير
ديگر....
نه تابي براي رفتن دارم
نه نايي براي ماندن
آري
من اينگونه ام ....